051-36040039
IMG_19

گزارش – روستای ازغد (6 آذر 94)

4929 ۱۳۹۴/۰۹/۰۷
[تعداد: 12    میانگین: 4.3/5]

در تاریخ 6 آذرماه سال 1394 حدود ساعت 7 صبح از محل دفتر نشاط آوران به همراه 25 نفر به سمت روستای ازغد به راه افتادیم.

برای صبحانه امید عزیز دره ای که از قبل بررسی کرده بود را در نظر داشت و همگی به سمت این دره در حرکت بودیم. این دره دقیقا در کنار روستای ازغد بود و محیط فوق العاده زیبایی داشت که در فصل پاییز واقعا روح نواز بود.

IMG_01

IMG_02

پس از پیاده شدن از ماشین ها ، جهت صرف صبحانه به سمت دره حرکت کردیم که در راه دوستان عکس های بسیار زیادی از این زیبایی های منحصر بفرد گرفتند. خدارو شکر همانطور که بنده از قبل بررسی کرده بودم ، آب و هوا بسیار خوب بود و جون می داد برای بیرون شهر …

IMG_06

IMG_08

در راه مجبور بودیم قسمت هایی را از رودخانه بسیار زیبای آن منطقه که پرشده بود از برگهای پاییزی طی کنیم.

IMG_09

IMG_10

به محل فوق العاده زیبایی که امید عزیز در نظر گرفته بود رسیدیم و آماده خوردن صبحانه شدیم. چند نفر از خانم ها از جمله خانم گنجعلی و خانم های بهرامی و خانم های دیگر خانواده شان، برای تهیه صبحانه شروع به آماده سازی پنیر ، خیار و گوجه کردند و امید کمالی عزیز هم به همراه آقای مستقل و دوستانشان رفتند برای آماده سازی چای کوهی …

IMG_14

IMG_16

امیر کمالی عزیز هم که مثل همیشه زحمات عجیبی کشید و رفت با آب بسیار سرد چشمه مانندی که درانجا بود ، میوه ها را شست.

خلاصه جایتان خالی، صبحانه را در بهترین شرایط طبیعی ممکن نوش جان کردیم …

IMG_13

صبحانه را که نوش جان کردیم ، آماده رفتن به خانه باغی در باغات ازغد که از قبل هماهنگ کرده بودیم شدیم و حرکت خود را آغاز کردیم …

IMG_22

پس از طی مسافتی نسبتا کوتاه به خانه باغ مورد نظر رسیدیم و همه وسائل را پهن کردیم و آماده شدیم برای چند ساعت تفریح و لذت بردن از با هم بودن.

IMG_23

IMG_24

همینطور که دوستان در حال بازی کردن و کارهای مفرح دیگر بودند ما کم کم برنامه ناهار را شروع کردیم. دوست عزیزی که تخصص در کباب زدن داشتن و از قبل برای برنامه هماهنگ شده بودن ، کباب ها را آماده زغالی شدن کردند !!!

یک سری دوستان هم در همین حین رفتند برای دره نوردی.

IMG_26

پس از آماده شدن کباب ها دوستان عزیزی همچون امید و آقای مستقل رفتند برای طبخ کباب ها با زغال که چه شود …

از طرفی گوجه ها هم با آب یخ چشمه آن اطراف شسته و آماده آتیشی شدن شد.

IMG_29

خلاصه کباب ها آماده شد …

واااااااااااااای ، عجــــــــــــــــب کبابی بود.جای همه خالی، فوق العاده خوشمزه و لذیذ شده بود .در کنار کباب ها ، گوجه ، پیاز و نارنج هم قرار داده شد و بین دوستان همراه با دوغ سرد تقسیم شد.

وااااای، چی بگم از ناهاری که خوردیم و حال و هوایی که داشت !!! بیشتر نگم که اذیت نشید …

IMG_4281

پس از صرف ناهار خوشمزه و سنگین برخی دوستان چای کوهی خوردن و ما هم کمی بازی کردیم. بچه های خانواده آقای مستقل هم که آروم در حال بازی کردن باهم بودند …

چای آتیشی آماده شد و تا دوستان چای خوردن ، رفتیم برای آماده کردن عصرانه که دیگه چی بگم از این عصرانه فوق العاده خوشمزه …

بدون شرح !

IMG_36

سیب زمینی پنیر چی میگه ؟!!! با سس مخصوص سالسا !

IMG_37

من در این مورد دیگه حرفی ندارم …

بعد از خوردن عصرانه دوستان یه سری حرکات موزون محلی هم انجام دادند تا این خوراکی های سنگین کمی حضم شود و آماده بازگشت شویم.

روز بسیار خوبی بود و مثل همیشه خیلی خوش گذشت.

 

دوستتون دارم

(امیر قمصری)

نظر خود را به این مطلب بدهید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد ؛ بخش های موردنیاز علامت گذاری شده اند

نظرات