051-36040039
dehbar

گزارش – روستای دهبار مشهد

3922 ۱۳۹۴/۰۸/۰۹
[تعداد: 26    میانگین: 3.5/5]

در تاریخ 8 آبان 1394 برنامه گروه گردشگری نشاط آوران ساعت 7:10 صبح از محل دفتر این گروه آغاز شد.

پس از آشنایی کم و بیش در مینی بوس و کمی شیطنت های همیشگی بچه های نشاط آور ، به نزدیکی روستای دهبار رسیدیم. ناگهان محیطی طبیعی و فوق العاده را نظاره کردیم که واقعا کمتر در عمر خویش دیده بودم. کم کم محو زیبایی طبیعت (تصویر بالا) شده بودیم که به منطقه ای بکر برای صبحانه رسیدیم. از مینی بوس پیاده شدیم و صبحانه که حلیم نیشاوری گرم و خوشمزه بود را نوش جان کردیم که چقدر هم کیف داد.

sobhane

halim

پس از صرف صبحانه آماده شدیم تا وارد خود روستا شویم. جاده فوق العاده زیبایی را طی کردیم و دوستان عزیز در این مسیر ده ها عکس گرفتند که واقعا همه آنها دیدنی شده است.

jade

rahe-roodkhoone

پس از طی مسیر روستا به رودخانه رسیدیم و مسیری فوق العاده زیبا و بهشتی را به چشم دیدیم.

حالا باید با کلی انرژی مثبت مسیر رودخانه را طی می کردیم تا به محلی جهت استقرار می رسیدیم.

roodkhoone

واقعا هرچی از زیبایی مکانی که رفتیم بگم کم گفتم و اگر بخوام هر چیزی که تو دلم هست رو براتون بگم مطمئن باشید تا ماه ها باید براتون تایپ کنم.

به محل بسیار مناسبی جهت استقرار رسیدیم. جایی که از قبل علیرضای عزیزم به خوبی بررسی کرده بود و شرایط رو هم از یک روز قبل فراهم کرده بود. زیراندازها رو خیلی سریع انداختیم و رفتیم سراغ چای آتیشی و کوهی.

چای آتیشی

رااااااااااااااااستی، داشت یادم می رفت. سر راه یک درخت آلو قرمز کوچولو دیدیم که انگار به این میوه نلک هم می گفتند. کلی از این میوه جمع کردیم و با خودمون بردیم به محل استقرارمون.

albaloo

خلاصه بعد از چای رفتیم سراغ بازی های متنوع و ساعاتی بازی کردیم تا رسیدیم به زمان گشت منطقه اطراف. اکثر دوستان به اتفاق راهنمای محترم گروه برای استفاده از مناظر فوق العاده زیبای اطراف رفتند و چند نفری هم ماندیم برای آماده سازی ناهار و کمی استراحت.

پس از بازگشت دوستان همگی ناهار خوردیم و خوب همه چیز به تنمان گوشت شد!!! (چون در آن آب و هوا و طبیعت فوق العاده باور کنید نان هم در بدنامن تاثیر گوشت را به لحاظ پروتئین داشت)

پس از ناهار بازی معروف گروه نشاط آوران یعنی پانتومیم را بازی کردیم.

زودتر از همیشه برای رسیدن دوستانی که به بازی دربی علاقه داشتند ، حرکت کردیم به سمت مینی بوس تا برگردیم به مشهد. این که چه در مینی بوس گذشت بماند …

 

دوستتون دارم

(امیر قمصری)

نظر خود را به این مطلب بدهید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد ؛ بخش های موردنیاز علامت گذاری شده اند

نظرات